تمام شب را خیره به در بودم

متن مرتبط با «کند» در سایت تمام شب را خیره به در بودم نوشته شده است

مرگu200cگاهی در نیمه راه مسیرش را عوض می کند.

  • نیلوبلاگ

    نامش را نمیدانستم. در ایستگاه اتوبوس به سراغم آمد و مسیر را پرسید. گفتم اتوبوس ۶۹. چند لحظه بعد اتوبوس ۶۹ در ایستگاه ایستاد. هر دو سوار شدیم، هر دو در یک ردیف، هر دو کنار هم نشستیم. من به عادت از پنجره یکی از آدم ها را در خیابان برداشتم و در ذهنم نشاندم.  اسمش میتوانست بهرام باشد، پسرک ۵ سالهای دارد که چند وقتی با ترس از خواب میپرد، احتمالا از چیزی ترسیده. رفتم تا خانهاش، صدای پسرک از تخت اتاق کناری میآید. تازه بیدار شده و با فریاد بلندی گریه میکند. خواستم بغلش کنم تا گریهاش ...

    ادامه مطلب